سخت ترین لحظه ها وقتیه که تو روی زمین افتادی، درد تو تمام وجودت خنجر زده، توانی برای بلند شدن نداری، دستت رو ناخودآگاه دراز می کنی به امید کمکش ولی… می بینی هیچ کمکی نیست… رفته بی هیچ جای پایی… بی هیچ یادگاری!
بایگانیِ دستهٔ ‘زخم ها’
حتا جای پایش…
ارسالشده در زخم ها, برچسب زده شده تنهایی در ژانویه 24, 2010 | 4 دیدگاه »